-ماه در محاق- فال فنجان میگوید فردای قصه مجهولست حال تکرار یک کابوس بهت فهم نقاب تو در تو خون انگور های مست در مشت انتظار پر خودکار واژه ها را کشت با سکوتی بیت ها را من بر مقتل کاغذ برقصانم شاید که باز این زور آزمایی این مسلخ تاریک و بختک وار این نطفه های بسته ی ابیات این بستر آرامش و فریاد قسمت کند آشفتگی ها را باید که آرام خودم باشم همرنگ دنیای خودم باشم اینجا جماعت نقش یک گرگ است خاکستری . دندان به دندانها ساییده سیاره ای متروکه دور از مهر الاکلنگ خواهشخودم باشم منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

سایتی برای همه دانلود رایگان فیلم,سريال کارترال کاچار موزیک همه چی آنلاینـــــــــ